الشيخ رسول جعفريان
1321
رسائل حجابيه (فارسى)
بود خانه باغ و تو در وى شجر * ز اثمار تو باغبان بهرهور زنان را اگر جز به كار سراى * شوى بر امور دگر رهنماى نظام جهان را پريشان كنى * خلاف رضاى جهان بان كنى كنونت كه شاه جهان پهلوى * بداده است آزادى معنوى كمربند در كار و بگشاى رو * عمل كن به فرمان شه مو بمو « 1 » شعر بعدى از امير الشعراء نادرى است كه آن را در اطاق تشريفات آستانهء قدس رضوى در جشن بىحجابى ايراد كرده است : بانوان را رخ برون شد از حجاب * آفتاب آمد دليل آفتاب بانوان را بود از فرهنگ و راى * از چنين ننگين حجابى اجتناب نهضت نسوان با آزرم و شرم * كرد از حكمت جهالت را مجاب صورت صورتپرستان شد سياه * شاهد معنا گرفت از رخ نقاب از پى تبريك اين جشن آمدند * بانوان عفت و عصمتمآب ساخته فرمايش شاهانه را * گوشوار خود چو لؤلؤ خوشاب خواب غفلت ديدتان بيدار كرد * اين به بيدارى است بينى يا به خواب از تجدّد خواهى و از تربيت * هستتان در كوى آزادى شتاب تا نقاب زن بود شرم و حيا * بانوان را رخ برون باد از نقاب « 2 » در اين ميان ، پروين اعتصامى نيز شاعرى دربارهء كشف حجاب سرود و ضمن ستايش فراوان از عفاف زن ، از وضعيت نامناسب زن ايرانى سخن گفته و در يك بيت حساس ، به بدگويى از حجاب پرداخته از اقدام رضاشاه داير بر كشف حجاب ستايش كرد : زن در ايران پيش از اين گويى كه ايرانى نبود * پيشهاش جز تيره روزى و پريشانى نبود زندگى و مرگش اندر كنج عزلت مىگذشت * زن چه بود آن روزها گر زان كه زندانى نبود در قفس مىآرميد و در قفس مىداد جان * در گلستان نام از اين مرغ گلستانى نبود از زر و زيور چه سود آنجا كه نادان است زن * زيور و زر پردهپوش عيب نادانى نبود چشم و دل را پرده مىبايست اما از عفاف * چادر پوسيده بنياد مسلمانى نبود خسروا دست تواناى تو آسان كرد كار * ورنه در اين كار سخت اميد آسانى نبود شه نمىشد گر در اين گمگشته كشتى ناخداى * ساحلى پيدا از اين درياى طوفانى نبود « 3 » شعر بعدى از خليل ايزديار است كه به صراحت از حجاب بدگويى كرده است :
--> ( 1 ) . همان ، صص 29 - 30 ( 2 ) . همان ، ص 32 ( 3 ) . همان ، صص 35 - 36